‏نمایش پست‌ها با برچسب سینما. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب سینما. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ آبان ۳۰, یکشنبه

فیلم ملک سلیمان ،ریتمی کند همراه با جلوه های ویژه تقلیدی

مجتبی فراورده تهیه کننده فیلم  ملک سلیمان :بودجه فیلم ملک سلیمان  از طریق مجلس و به صورت یك ردیف جداگانه تعیین شده بود و به میمنت ساخت این فیلم؛ آن بودجه امروز افزایش یافته است. پنج میلیارد و 100 میلیون تومان برای ساخت این فیلم هزینه شده است كه چهار میلیارد و 100 میلیون از طریق فارابی و 600 میلیون از طریق فارابی تامین شده است.
 50 میلیون تومان برای تهیه صدای دالبی، 75 میلیون تومان برای ساخت موسیقی و 300 میلیون تومان برای ساخت جلوه های بصری فیلم هزینه شده است كه از این مبلغ 148 میلیون تومان را لئولو طراح جلوه های ویژه كه یك هنرمند خارجی است؛ دریافت كرده است و 147 میلیون را گروه 30 نفره ایرانی دریافت كرده اند.و...(خبرگزاری ایلنا )
امروز بعد از اصرار و تعریفها و جنجال رسانه ای که درباره فیلم ملک سلیمان راه افتاده بود رفتم فیلم را دیدم  به جد می توانم بگویم ملک سلیمان یکی از ضعیفترین فیلمهای بود که در سالهای اخیر دیده ام داستانی با ریتم کند  که باعث می شد تماشاگر در اوسط فیلم احساس خستگی کند  بازی بازیگران نیز بسیار کلیشه بود  الهام حمیدی  که نقش همسر یوسف پیامبر را بازی می کرد  این بار نقش همسر سلیمان نبی را بازی می کرد  محمد پاک نیت نیز یک بازی تکرای از خود ارائه کرده بود ضمن انکه بازی امین زندگانی نیز خوب نبود 
جلوه های ویزه فیلم نیز بر خلاف انچه که گفته می شد هرچند در بعضی موارد جذاب بود اما در خدمت فیلم و داستان نبود  جلوهای بصیر و ویزه فیلم بسیار شبیه نمونه های خارجی بود به طور مثال دودی که به عنوان حضور اجنه دیده می شد  هامنند دودی بود که در سریال لاست استفاده  شده است ...
فیلمی که امروز دیدم ارزش این همه هزینه را نداشت

۱۳۸۹ مهر ۱۵, پنجشنبه

آيا با اكران فيلمهاي جديد رونق به سينماي ايران مي‌آيد ؟!

علی زادمهر:اكران فيلم‌هاي جديد روي پرده درحالي از امروز در سينماهاي تهران آغاز مي‌شود كه اين روزها بحث كاهش مخاطبان سينما و عدم استقبال آنها از فيلم‌هاي روي پرده بسيار مطرح مي‌شود تا جايي كه شوراي عالي سينما كه شامل 193 نفر از تهيه‌كنندگان فعال سينماي ايران هستند؛ با انتشار نامه‌اي نگراني خود را از اين امر اعلام كردند و حتي خطر ورشكستگي را گوشزد كردندعدم استقبال مخاطبان از سينماي ايران اتفاقي است كه از ابتداي سال جاري و با استقبال نكردن تماشاگران از فيلم‌هاي روي پرده آغاز شده است و با گذشت شش ماه از سال از مجموع 35 فيلمي كه تا امروز رنگ پرده را به خود ديده‌اند هيچ‌كدام از آنها به فروش ميلياردي نرسيده‌اند در حالي كه در سال گذشته فيلم سينمايي اخراجي‌هاي 2 كه در عيد نوروز اكران شد به فروش نزديك به سه ميليارد رسيد و حتي فيلم درباره الي نيز كه در زمان تحولات انتخاباتي اكران شد به فروشي نزديك به يك ميليارد و دويست ميليون تومان رسيد.
مقايسه‌اي بين دو نيمه اكران در سال 1388 و 1389 عمق فاجعه را به خوبي نشان مي‌دهد در نيمه اول سال 1388 فيلم‌هاي اخراجي‌هاي 2 سه ميليون و 756 هزار تومان، درباره الي يك ميليون و 175 هزار تومان، پسر تهروني 945 هزار تومان، سوپراستار 900 ميليون تومان، خروس جنگي 895 ميليون تومان، كيش و مات 450 ميليون تومان و پستچي سه بار در نمي‌زند 395 ميليون تومان فروش دست يافته بودند يعني در شش ماه اول سال 88 نزديك به نه ميليارد 700 ميليون تومان از طريق فروش بليط پول در چرخه اقتصادي سينماي ايران به گردش درآمده است.
در حالي كه در شش ماهه اول امسال (89) فيلم پوپك و مش‌ماشاءالله 965 ميليون تومان، پسر آدم دختر حوا 823 ميليون تومان، تسويه حساب 735 ميليون تومان، افراطي‌ها 714 ميليون تومان، دموكراسي تو روز روشن 675 ميليون تومان، چهل‌سالگي 491 ميليون تومان و طلا و مس 460 ميليون تومان فروش داشته‌اند و در مجموع به رقمي نزديك به پنج ميليارد 300 ميليون تومان رسيده است و اين يعني عملا ميزان فروش و حضور مخاطبان سينماي ايران نصف شده است.
اين امر در حالي است كه هر ساله بعد از پايان ماه مبارك رمضان در زمان اكران فيلم‌هاي عيد سعيد فطر سينماها با يك جهش در فروش مصادف مي‌شدند امري كه امسال نيز اتفاق نيفتاد.
اگر در سال 88 فيلمهاي دوخواهر، بي‌پولي،زندگي شيرين ،ترديد توانستند به فروش قابل ملاحظه اي دست يابند اما امسال فيلم‌هاي يك جيب پرپول با فروش معادل327 ميليون تومان ،يك اشتباه كوچولو به فروش معادل 256 ميليون تومان ،فاصله با فروش 175 ميليون تومان و از ما بهترون با فروش 260 ميليون تومان در مجموع نتوانستند تا درآمد سال قبل را به دنبال داشته باشند.يعني در مجموع فروش هر چهار فيلم با زحمت به يك ميليارد تومان مي رسد و اين فروش در زماني كه ساخت هر كدام از اين فيلمها حداقل 400 ميليون تومان هزينه دارد سودي براي تهيه كننده ندارد زيرا حدود 47 درصد از فروش يك فيلم به سينمادار ،5 درصد به شهرداري 10 درصد به پخش كننده فيلم ،8درصد تبليغات و اطلاع رساني و فقط 30 درصد از آن به تهيه كننده مي رسد
به دنبال پيدا شدن اين مشكل اهالي سينما به فكر عيب‌يابي افتاده‌اند عده‌اي معتقدند كه فيلم‌هاي سينماي ايران جذابيت گذشته را ندارد و به همين دليل مردم استقبال نمي‌كنند، عده‌اي ديگر هزينه بالاي رفتن به سينماها را دليل اصلي پايين بودن مخاطبان سينما مي‌دانند.
گروهي ديگر نيز عدم اطلاع‌رساني صحيح فيلم‌ها در تلويزيون، شكست طرح افطار تا سحر، نبود تبليغات مناسب، مدت كوتاه اكران فيلم‌ها و ورود سريع فيلم‌ها به شبكه نمايش خانگي، عدم احترام به مخاطب در سينماها را دليل اصلي عدم استقبال مخاطبان سينما مي‌دانند. اما گروهي نيز مانند فرزاد موتمن معتقدند كه مردم 20 سال است كه سينما را از سبد فرهنگي خود خارج كرده‌اند و امروز اگر فيلم مي‌بينند ترجيح مي‌دهند در خانه فيلم ببينند.
اما يك نكته اساسي در سينماي ايران به عنوان اساسي‌ترين مشكل بيان نمي‌شود اينكه هنوز سينماي ايران تكليف خود را با خودش روشن نكره است گروهي از تهيه‌كنندگان معتقد به حمايت صد درصد دولت هستند و گروهي نيز معتقدند كه دولت نبايد حمايت كند از طرفي دولت نيز به دنبال هدايت، تصميم‌گيري و نظارت در سينما است و اين امر باعث شده است تا سود سينماي ايران به دليل حمايت دولت از توليد در توليد باشد و اكران سينماها سودي براي تهيه‌كننده به دنبال نداشته باشد و شايد يكي از دلايل ورود فيلم به شبكه نمايش خانگي همين سود در مرحله فروش كپي‌رايت است. 
با اين همه از امروز سه فيلم سن پترزبورگ به كارگرداني بهروز افخمي، ملك‌سليمان به كارگرداني شهريار بحراني و نخودي به كارگرداني جلال فاطمي از امروز در حالي روانه اكران سينماها شده است كه هر سه آنها هزينه‌هاي زيادي براي توليد به دنبال داشته‌اند و اميد است كه در مرحله اكران موفق باشند. آيا اين سه فيلم ميتوانند رونق را به سينماهاي تهران بازگردانند اي سوالي است كه بايد در پايان اكران پرسيد
پ.ن:این مطلب در خبرگزاری ایلنا (اینجا) نیز منتشر شده است

۱۳۸۸ آذر ۲, دوشنبه

۱۳۸۸ آبان ۲۱, پنجشنبه

حالا ما به همه گفتیم زدیم شومام بگین زده

((قصش درازه، من بودم، حاجی نصرت، رضا پونصد ،علی فرصت. آره و اینا خیلی بودیم، کریم آقامونم بود. کریم آق منگل بابا، میشناسیش. آره، از ما نه، از اونا آره، که بریم دوا خوری. تو نمیری، به موت قسم ما اصلا تو نخش نبودیم. آره، نه، گاز، دنده، دم هتل کوهپایه دربند اومدیم پایین. یکی چپ، یکی راست، یکی بالا، یکی پایین، عرق و آبجورو، رو تخت نشسته بودیم داشتیم می خوردیم.

اولیو رفتیم بالا به سلامتی رفقا لول لول شدیم. دومی رو رفتیم بالا به سلامتی جمع پاتیل پاتیل شدیم. سومی رو، اومدیم بریم بالا، آ شیخ خلیل نامرد ساقی شد. گفت بریم بالا، مام رفتیم بالا، گفت به سلامتی میتی. تو نمیری به موت قسم خیلی تو لب شدم. این جیب نه، اون جیب نه، تو جیب ساعتی ضامن داراومد بیرون. رفتم اومدم دیدم کسی نیست همه خوابیدن. پریدم تو هتل.
اومدم دم کوچه مهران بقل این نرقه فروشیه. اومدم پایین یه پسره هیکل میزونه، اینجوریه، زد تو سینم افتادم تو جوب. گفتم هتته. گفت عفت. یکی گذاشت تو گوشم. گفتم نامردا. دومیش زد از اولیش قایمتر زد. دست تو جیبم که برم و بیام چشام باز دیدم مریض خونه روسام. حالا ما به همه گفتیم زدیم شومام بگین زده. آره، خوبیت نداره، واردین که...))
شنیدن این دیالوگها و دیدن صحنه تک گویی بهمن مفید در فیلم قیصر آن هم 40 سال بعد از ساخته شدن فیلم ،بر روی پرده سینما فلسطین بسیار لذت بخش بود این صحنه زیبا از فیلم قیصر را می توانید در پایین مطلب نگاه کنید و یا از اینجا دانلود کنید



۱۳۸۸ مهر ۲۲, چهارشنبه

فیلم کتاب قانون و غمی شیرین

گاهی اوقات بعد از دین بعضی فیلمها و یا دیگر آثار هنری یک غمی مخاطب را فرا می گیرد غمی شیرین که یاد آور خاطره در گذشته های دور است این حس امروز در من بعد از دیدن فیلم کتاب قانون به کار گردانی مازیار میری بوجود آمد کتاب قانون فیلم خوبی است. فیلم دو داستان دارد بخشی از فیلم به روایت داستان عاشقانه یک مرد مسلمان ایرانی و دختری لبنانی که شیفته فرهنگ ایران است می پردازد و قسمت دوم به نقد جامعه امروز ایران،
این فیلم یکی از معدود فیلمهای است که جامعه ایرانی را مورد انتقاد قرار می دهد داستان فیلم درباره دختری مسیحی است که مسلمان می شود و به ایران می آید و در ایران با مسلمانانی مواجه می شود که فقط نامی از مسلمانی دارند و در رفتار و کردار خود هیچ کدام از اصول مسلمانی اعم از اخلاق را رعایت نمی کنند دیدن این فیلم در روزهای که فیلم خوب ایرانی کم پیدا می شود خالی از لطف نیست. تیزر فیلم کتاب قانون را می تواند در در پایین مطلب نگاه کنید و گفتگوی من با کیوان کثیریان سردبیر ماهنامه فیلم نگار و دبیر تحریره هفته نامه مشق آفتاب را می تواند در اینجا بخوانید.



۱۳۸۸ مرداد ۳۱, شنبه

شهره آغداشلو پس‌از شرکت در یک شو لباس وارد سینما شد

آیدین آغداشلونقاش وهنرمند نامدارومعاصرکه درجمع بازیگران سینما در خانه سینما سخنرانی می کرد درپاسخ به سوالی درباره شهر‌ه‌آغداشلو همسر سابق خود به طنز گفت : من نزدیک به هفت سال با وی زندگی کردم ولی امروز پاسخ دادن درباره ارتباط من و شهره آغداشلو برای من تبدیل به کابوس شده است .
وی ادامه داد:هر جا که سر می زنم که نیاز به احرازهوییت دارد و یا زمانی که می خواهم پول در حساب خود بگذارم اولین سوالی که ازمن می شود این است که با شهره آغداشلو چه نسبتی دارم و من هم بیشتر اوقات جوابهای طنز می دهم مثلا می گویم شهره اغداشلو مادر من است .
اغداشلوادامه داد : من برای شهره احترام بسیار قائلم و به نظرم بازیگر بسیار خوبی است هرچندمعتقدم او درسینما تاتربازی می کند
آغداشلو افزود : شهره بسیارجسور بود و یک روزدر آغازکار خود درسینما باهم به درمنزلش رفتیم و او کلیدهای خود را همراه نیاورده بود ، سریع از دیوار بالا رفت و به درون حیاط رفت و درخانه را باز کرد
آیدین آغداشلو با اشاره به ورود شهره آغداشلو به سینما گفت : در یکی‌ازشوهای لباس که شهره درآن شرکت داشت شهریار پارسی پوراورا دید انتخاب کرد و بعد نیز به علی حاتمی معرفی شد و بابازی در یک فیلم کوتاه همکاری خود را با علی حاتمی آغاز کرد
آغداشلو درباره اینکه چرا شهره همچنان از نام فامیل آغداشلو استفاده می کند گفت: طبیعی است که زمانی که یک هنرمند با یک نام مشهر می شود آن اسم را برای خود حفظ می کند.
مطلب بالا قسمتی از خبری است که متن کامل آن را می توانید دراینجا بخوانید .مطلب بالا به صلاحدید درخبر حذف شده است.

۱۳۸۸ مرداد ۱۷, شنبه

جشنواره فیلم کودک و داستان تنهایی آدمها

در مدت برگزاری بیست و سومین جشنواره فیلم کودک توانستم چند فیلم شاخص ومهم این جشنواره را نگاه کنم‌فیلم های کلانتری‌غیرانتفاعی به کار گردانی یدالله صمدی‌،موج سوم به کارگردانی آرش سجادی حسینی ،همبازی به کارگردانی علامرضا رمضانی، خوابهای دنباله دار به کارگردانی پوران درخشنده،‌نخودی به کارگردانی جلال فاطمی‌وبالهای خوشبختی به کار گردانی شعیبی ،
به جز فیلم کلانتری غیرانتفاعی که واقع فیلم بدی است و فیلم خوابهای دنباله دار که بدون موسیقی و صدا گذاری و بدون اجازه کارگردان پخش شد و نمی توان در مورد آن قضاوت کرد سایر فیلمها در حد قابل قبولی بودند و فیلم موج سوم و بالهای خوشبختی را بیشتر پسندیدم و دوست داشتم ...
اما نکته ای که برای من در این فیلمها جالب بود این بود که مضمون تمام این فیلمها تنهایی آدمها است شخصیتهای این 6 فیلم آدمهای هستند که در زندگی روزمره در دنیای مدرن و نیمه مدرن امروز تنها شده‌ا‌ند و به نوعی به دنبال یک هم صحبت و یا دوست می گردند آدمهای که همه چیز درزندگی دارند و از سطح رفاه نسبی نیز برخوردارند و در جامعه ای زندگی می کنند که به ظاهر در ان ارتباطات گسترش پیدا کرده است اما در واقع گسترش ارتباطات انسانها را تنها کرده است...

۱۳۸۸ مرداد ۱۴, چهارشنبه

همدان نوشت... همدان ننوشت

نوشت از جشنواره ای که نه فیلم خوبی دارد نه هنرمندان استقبال کرده اند ونه جای دیدنی خوبی دارد و خیلی چیزهای دیگر ندارد ...لطفی ندارد پس همدان نوشتی وجود ندارد... زمزمه های به گوش می رسد که امکان دارد امسال سال اخر برگزاری جشنواره در همدان باشد امیدوارم اینگونه باشد و سال دیگر جشنواره در همدان برگزار نشود

۱۳۸۸ مرداد ۸, پنجشنبه

کدام وجه سیف الله داد بارزتر است ،وجه سینمایی و یا وجه مدیریتی؟

سیف الله داد درگذشت و این چند روز بیشتر اخبار سینمایی پیرامون فوت داد بود در این‌میان یک نکته درپیامهای که افراد و شخصیتهای گوناگون برای فوت داد صادر کرده بودند یک نکته اساسی دارد سیف الله داد دو شخصیت اصلی داشت یکی کار گردان سینما و دیگری مدی و معاون سینمایی در زمان خاتمی .در بین پیام دهندگان افرادی که به راست سنتی نزدیکتر بودند بیشتر به وجه هنری داد و آثار مانند بازمانده و کانی مانگا اشاره می کردند و هنرمندان و افراد نزدیک به خاتمی بروجه مدیریتی داد تاکید می کردند .
سیف الله داد درست است که شخصیتی هنری بود و فیلمخهای مانند بازمانده و کانی مانگا را تولید کرده است و در تولید قیلمهای مانند از کرخه تا راین نقش اساسی داشته است اما آنچه که باعث مشهوریت داد شد عملکرد وی در زمان تصدی گری معاونت سینمایی در زمان سه سال اول دولت خاتمی بود .
با پیروزی آقای خاتمی در انتاخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۷۶ فضای باز در عرصه فرهنگی شکل گرفت و بخصوص حضور عطاالله مهاجرانی در مقام وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با شعار «تساهل و تسامح» در این زمینه نقش مهمی داشت.
آقای مهاجرانی در اقدامی بی سابقه یک سینماگر را به عنوان معاون امور سینمایی خود برگزید؛ سیف‌ الله داد که سابقه مدیریت خانه سینما را داشت، با شعار «سپردن کار سینما به اهالی سینما» کار خود را آغاز کرد و بلافاصله شورای تصویب فیلمنامه را منحل کرد. آقای داد حتی به صراحت اعلام کرد که دریافت پروانه ساخت تنها برای تهیه کنندگانی که مابل به استفاده از یارانه دولتی هستند، ضروری است.
حاصل این سیاست‌ها ساخت فیلم‌هایی با مضامین جدید اجتماعی و سیاسی بود که از خطوط قرمز گذشته، عبور می‌کردند و با استقبال مردم مواجه می‌شدند. آقای داد همچنین برای اولین بار سعی کرد «قانون سینما» را تدوین و به شکل لایحه‌ای از طرف دولت به مجلس ارائه کند.«آدم برفی» ساخته داود میرباقری و «دیدار» ساخته محمدرضا هنرمند پس از سه سال، و «نون و گلدون» پس از دو سال پروانه نمایش می‌گیرند.
سیف‌الله داد در نخستین مصاحبه مطبوعاتی خود پس از انتصاب در مورد نمایش «آدم برفی» :«تصمیم گیرنده‌های اصلی سینماگران هستند، دولت فقط مواظب این است كه خدای ناكرده كسی پایش را از حدودی كه برایش تعیین شده فراتر نگذارد».«حاجی واشنگتن» ساخته علی حاتمی پس از چهارده سال و «بانو» ساخته داریوش مهرجویی پس از هفت سال به نمایش درمی‌آیند.
موسسه رسانه های تصویری تاسیس می شود وبرای اولین بار در تاریخ سینمای ایران یك فیلم به جمع پنج فیلم نهایی كاندید اسكار بهترین فیلم خارجی راه می‌یابد. «بچه‌های آسمان» ساخته مجید مجیدی. فیلمهای لیلا (داریوش مهرجویی) – سلطان (مسعود كیمیایی) – معجزه خنده (یدالله صمدی) – بچه‌های آسمان (مجید مجیدی) – مردی شبیه باران (سعید سهیلی)مرد عوضی (محمدرضا هنرمند) – آژانس شیشه‌ای (ابراهیم حاتمی‌كیا) – بانوی اردیبهشت (رخشان بنی‌اعتماد) – درخت گلابی (داریوش مهرجویی) و نیمه پنهان (تهیمنه میلانی )در زمان مدیریت داد ساخته شد ...
موارد بالا فقط گوشه ای از فعالیتها و خدمات داد به سینمای ایران بود از این رو عده‌ای‌که با سینمای داد موافق بودند با عملکرد او در حوزه مدیریت موافق نبودند ولی در طرف مقابل عده ای که بیشتر از طرفداران دولت خاتمی بودند هم با مدیریت وی موافق بودند و هم با وجه هنرمندی وی موافق بودند ...
روحش شاد و یادش گرامی باد


۱۳۸۸ تیر ۲۵, پنجشنبه

نقاشی چهره عباس کیارستمی توسط ژولیت بینوش

کتاب نقاشی های ژولیت بینوش به همراه شهرهای وی منتشر شده است بینوش در این کتاب تصاویر کارگدانها و کسانی را که در فیلمهای مختلف با وی همکار بودند نقاشی کرده است و برای هرکدام نیز یک قطعه شعر گفته است یکی از این تصاویر و قطعات به عباس کیارستمی اختصاص دارد. و تصویر روبرو نیز چهره کیارستمی به قلم بینوش است اصل شعر و تصویر در ماهنامه فیلم شماره ویژه تیرماه منتشر شده است


دوتایی همه کار از دستم ساخته است
می دانم‌چه طور‌مایه بگذارم،از جان ‌ودل مایه بگذارم
از چشمان تو،نور
هر تپشی‌پروازمی‌کندبه سوی‌تردید
خیره نگاهم‌می‌کنی
چیزی‌برای‌پنهان‌کردن‌وجود ندارد
فریاد‌می‌زنم ناتوانی ام را
زیر پا می‌گذارم غرورم را
بوکسورهای ابدی
اعترافی خواهد کرد
می ترسم نگذارم‌دوستم بدارند دست کم یک بار
پزواکی خواهدبود این فیلم
از خنده دیوانه واری که ما راازخود بی خود می کند
از ورای هر واِژه‌ای به زبان خواهم راند حقیقت را
باز می گشایم دهانم را و آواز می خوانم خمیازه‌کشان
داغت کمی می رود این سو،کمی آن سو
ژولیت بینوش(زن کپی برابر اصل،2009)

۱۳۸۸ تیر ۲۱, یکشنبه

فیلم میراث دار (زندگی عمر خیام)فیلمی درباره همه چیز و هیچ چیز

چند روز پیش فیلم The Keeper: The Legend of Omar Khayyam به کارگردانی کیوان مشایخ را دیدم فیلم واقعا بدی است هم از لحاظ ساختار و روایت داستان زندگی خیام و هم از لحاظ تکنینکهای سینمایی بسیار ضعیف است مخاطب در فیلم نمی داند که با چه چیز مواجه است آیا کارگردان قصد دارد تا زندگی خیام را تعریف کند و یا به دنبال آن است که تاثیر خیام و اشعاراو را در فرهنگ و هنر ایران بیان کند ؟و یا نه هیچکدام از اینها نیست و فقط داستان یک خانواده ایرانی را روایت می کند که در یک نقطه با خیام تلاقی پیدا می کند .
فیلم همه این داستانها را روایت می کند ولی در بیان همه آنها الکن است . کیوان مشایخ ،خیام را انسانی دائم الخمر و مشروب خوار نشان می دهد که در طول زندگی خود فقط سه کار کرده است ،مشروب می خورده است ،شعر می گفته است و در تمام طول زندگی خود به دنبال دختری برده به نام دریا که عاشقش بوده می گشته است و گاهی نیز در کنار این کارها کارهای علمی نیز انجام می داده است و تقویم شمسی را هم اختراع کرده است.
فیلمساز به دلیلی که علت اصلی آن مشخص نیست (کم دانشی و یا غرض ورزی ) در روایت زندگی عمر خیام ناتوان است در بخش دیگر فیلم یعنی روایت زندگی یک خانواده ایرانی در خارج از کشور و تلاقی زندگی آنان با عمر خیام نیز ناتوان است و مشخص نیست که این خانواده چرا این همه از هم گسسته است .
در این میان فیلمساز در نشان دادن فضای ایران کاملا مغرض بودن خود را نشان می دهد و هرگاه روایت داستان فیلم به سمت ایران می رود و کارگردان مجبور یه نشان دادن تصاویر از ایران می شود انچه که دیده می شود صحراهای کویری بی آب و علف ،مردمی شپشو و برده دارد که دارای حاکمانی عیاش و خوشگذاران هستند حتی زمانی که در اواخر فیلم قهرمان اصلی فیلم به همراه پدرش به ایران می آید تصویری که از ایران امروز نشان داده می شود مردمی عقب افتاده و بدوی هستند که حتی جاده آسفالته نیز ندارند و با اتوبوسهای بسیار قدیمی به مسافرت می روند
...

۱۳۸۸ فروردین ۲۳, یکشنبه

فیلم اخراجیها و تماشاچیان ایستگاه راه آهن

کسانی که به ایستگاه راه آهن تهران رفته‌اند دیده‌اند که در ایستگاه راه آهن سالن انتظاری است که تلویزیونهای بزرگی دارد و هرکدام از آنها یکی از کانلهای داخلی را پخش می کند. افرادی که به ایستگاه راه اهن تهران می آیند یا مسافرند یا امده اند بدرقه مسافری و یا آمده اند استقابال مسافری و برای اینکه به هرکدام از این سه مقصود خود برسند لختی را بر روی صندلی های سالن انتظار می نشینند و استراحت می کنند...
گاهی نیز افرادی که از کار تعطیل شده‌اند برای اینکه بازهای فوتبال را از دست ندهند به این ایستگاه می آیند و فوتبال را در تلویزیونهای سالن انتظار نگاه می کنند اگر زمانی که فوتبال پخش می شود در ایستگاه راه اهن باشید خواهید دید که در زمان بازیهای فوتبال داخلی و یا حتی تیم های معروف خارجی ؛ کارمندان و کارگران لحظاتی پیش و تماشاچیان حال حاضر چگونه درزمان زدن گل و یا یک صحنه مهیج هیجان زده می شوند و فارغ از مشکلات روزمره کمی تفریح و تنفس می کنند ....
حال استقبال از فیلم اخراجیهای نیز اینگونه است برای مردمی که امروز برطرف کردن مشکلاتشان مانند رسیدن به یک آرزو است و از صبح تا شب درگیر مشکلات زندگی برای زنده بودن هستند فیلم اخراجی ها فرصتی است برای خندیدن و فراغت از مشکلات روزمره ،برای تماشاچی امروز سابقه ده‌نمکی هرچه باشد چه خوب و چه بد هیچ اهمیتی ندارد وآنچه که اهمیت دارد تصویری است که امروز ده نمکی و بازیگرانش به او نشان می دهند ...
دیدن فیلم اخراجیها برای عده‌ای مانند زمانی است که شما با گروهی فارغ از شغل و منسبشان فقط قصد خوشگذرانی داشته باشید مانند آدمهای که برای فرار از مشکلات به ایستگاه راه آهن پناه می‌برند تا در سالن انتظار آن فوتبال نگاه کنند

۱۳۸۸ فروردین ۶, پنجشنبه

انتقاد شدید حسین رحیم پور ازغدی از وضعیت سینما در ایران

حسین رحیم پورازغدی در سخنرانی که در دانشگاه امام صادق (ع)ایراد کرد و به تازگی از صداو سیما پخش شد ضمن اشاره به فیلمهای مانند "مادر زن سلام" "عشق +دو" ؛این فیلمها را نماد ابتذال در سینمای ایران دانست و گفت در این سینما فکر و اندیشه وجود ندارد ...
بزرگترین رمان نویسان و هنرمندان دنیا اعم از داستایوفسکی ,هوگو, و آندره ژید که آثار آنها بعد ها به عنوان منابعی برای سینما استفاده شد در چند رشته مانند حقوق ,فلسفه ,ادبیات متخصص و کارشناس هستند و آثار خود را در اوج دانش می نویسند . اما در ایران کسانی که نمایشنامه می نویسند و رمان می نویسند چه کسانی هستند ؟ ...
بعضیها فقط از نبود آزادی می نالند و گلایه دارند بطورمثال یکی از کارگردانهای زن ایران در سفر به لندن بی حجاب ظاهر شده و گفته است که سینمای ایران سینمای مذکر است و نمی توان زنان را به راحتی نشان داد و از زنانگی زن نمی توان به راحتی فیلم ساخت و نمی توان از اتاق خواب تصویر نشان داد خوب این تفکر جنسیت است .خوب به شما اگر زادی کامل هم داشته باشید حرفی برای گفتن ندارید...

۱۳۸۷ اسفند ۲۷, سه‌شنبه

the reader

تا قبل از دیدن فیلمهای the reader , revoloutionary rood فکر می کردم که فیلم میلیونرزاغه نشین به حق جایزه اسکار را برده است اما حالا که این دو فیلم خوب را دیدم مخصوص فیلم کتاب خوان (the reader) را به حال اسکار و اعضاء آکادمی افسوس خوردم...
البته فیلم میلیونر زاغه نشین فیلم خوش ساختی است اما فقط خوش ساخت است و وقتی که اجزائ ان را بررسی می کنم اعم از بازی و موسیقی متن خیلی فیلم شاهکاری نیست و شاید به قول لیلا معظمی اسکار به سمت گدا پروری روی آورده است ...

در این میان فیلم کتاب خوان چیز دیگری است همه ماجرای فیلم در مورد حق انتخاب است اینکه ما حق نداریم حتی اگر فردی قصد دارد بر علیه خود تصمیمی بگیرد این حق انتخاب را از او بگیریم ؛کیت وینسلت بازیگر زن نقش اول فیلم (که برای بازی در این فیلم جایزه اسکار بهترین بازیگر زن را از آن خود کرد ) حاضر است حبس ابد بکشد ولی عیب بی سوادیش را کسی متوجه نشود...

فیلم بسیار تلخ و آزار دهنده است حسی که درزمان دیدن فیلم کتاب خوان به من دست داد مانند حس بیماری است که پزشکی جراح چاقوی جراحی را برداشته و بدن بیمار را در حال هوشیاری جراحی می کند و با بیمار که بیداراست حرف هم می زند ومی گوید: آهان بذار این دمل را در بیارم خوبه؛ حالا این زگیل را از تو قلبت برداشتم و بعد چاقو را می شوید و جای دیگررا می برد ...

۱۳۸۷ اسفند ۱۲, دوشنبه

lies” and strangers

امروز برای بار سوم رفتم و فیلم " درباره الی" را دیدم, البته داشت می شد چهار بار که یک جلسه ناگهانی امکان دیدن بار چهارم را از من گرفت. یک نکته که امروز موقع دیدن فیلم به ذهنم رسید این بود که چقدر در این فیلم غریبه ها و دروغها زیاد است تمام آدمهای فیلم همه با هم غریبه هستند و به هم دروغ می گویند و یا بهتر بگویم از یک جای غریبه می شوند . حتی آن کسی که در مرکزی ترین سکانس فیلم جان آرش را نجات می دهد و او را از آب می گیرد نیز یکی ازافراد گروه نجات غریق است و نه اعضاء خانواده؛ یعنی یک آدم غریبه. فیلم داستان آدمهای است که همدیگر را می شناشند ولی باهم غریبه اند و فکر می کنند که با هم آشنایند و علت اصلی این غریبه گی دروغ است نماد این غریبه گی غریبه بودن صابر ابر برای ترانه علیدوستی است در طول سه سال است...
بیشتر بخوانید:

۱۳۸۷ اسفند ۵, دوشنبه

A short report of the Oscar ceremony 2009

گزارش کوتاهی از مراسم اسکار را می توایند در زیر ببینید در فیلم جایزه گرفتن عوامل فیلم "میلیونر زاغه نشین "و "خانواده هیث لجر" و "شون پن" و "کیت وینسلت" و همچنین گزارشی از حاشیه های اسکار و... نشان داده می شود

برنده شدن "میلیونر زاغه نشین در اسکار 2009 در سرنوشتش بود

فیلم میلیونر زاغه نشین در هشت بخش درمراسم اسکار سال 2009 برنده جایزه شد و به عنوان بهترین فیلم مراسم اسکار سال شناخته شد برای دیدن اسامی کامل برندگان به اینجا بروید و برای دیدن تصاویر برندگان به اینجا بروید و برای دیدن و شنیدن ترانه پایانی فیلم به اینجا بروید و تریلر(آگهی )فیلم را می توانید در زیر و یا اینجا ببینید


۱۳۸۷ بهمن ۳۰, چهارشنبه

boutique

دیشب دوباره نشستم برای بار دهم فیلم بوتیک را دیدم در میان فیلم‌های ایرانی چند فیلم هستند که هروقت دلخورم و یا دلتنگنم‌به سراغ آنها می روم :گوزنها،بوتیک ،نفس عمیق و تازگیها کنعان و به زودی درباره الی...
در فیلم بوتیک دو سکانس را خیلی دوست دارم یکی سکانسی که محمد رضا گلزار(جهانگیر)با ماشین پراید به دنبال‌گلشیفته فراهانی (اتی)می آید و با هم به گردش می‌روند و اتی صدای ضبط ماشین را زیاد می کند و دیگری صحنه‌ا‌‌‌ی که جهانگیر و اتی باهم در خیابان و مترو قدم می زنند و اتی فارق از غم جهانگیر سر خوش و شاد خوشحال از دوستی با اوست ولی نمی داند که در دل جهانگیر چه می گذرد ....
........................................................................................................
2.برای شاعری و برای شیدایی؛ پنج‌شنبه87/12/1 گالری طراحان آزاد واقع در میدان سلماس، پلاک ۴۱ ساعت 14 را فراموش نکنیم

۱۳۸۷ بهمن ۲۳, چهارشنبه

در حواشی جشنواره فیلم فجر 1 و یا چرا سیمرغ ها برای مردم مهم نیستند

امسال بیست و هفتمین دوره جشنواره فیلم فجر برگزار شد هر سال سه گروه عمده بصورت ویژه از جشنواره استقبال می کنند و به دیدن فیلمها می آیند اول منتقدین و نویسندگان سینمایی ، دوم داوران جشنواره و سوم هنرمندان و دانشجویان و علاقمندان جدی سینما در تمام ادوار جشنواره بین نظر منتقدین و علاقه مندان جدی سینما در مورد خوب و بد بودن فیلمها نزدیکی بشبیشتری حاکم بوده است تا رای هئت داوران ....
هر سال از سوی هیت داوران فیلمی به عناون فیلم برتر انتخاب می شود که از سوی تماشگران با استقبال چندانی مواجه نشده است .امسال در حالی که سه فیلم "بی پولی" و "درباره الی "و "فیلم اشکان ،انگشتر متبرک و چند داستان دیگر" از سوی منتقدین و عامه مردم مورد استقبال قرار گرفته بود و فیلم اخراجیها هم از سوی عامه مردم مورد استقبال قرار گرفته بود ،اما از سوی هیت داوران توجه لازم به آنان صورت نگرفت ...
براستی اعضاء هیت داوران ( حسن بلخاری، ابراهیم حاتمی‌کیا، داود رشیدی، محمد سریر، منوچهر شاهسواری، رسول صدرعاملی و مجید مجیدی) که هر کدام خود را در رشته ای در سینما سرآمد همه می دانند به این تنیجه رسیده ا ند که فیلم کش دار وسطحی و بد "تردید بهترین فیلم جشنواره است و یا اینکه به دلایلی دیگری به فیلم جایزه داده اند ویا جمله "با تشکر ازبازی شهاب حسینی در فیلم "درباره الی" جایزه اهدا می شود به شهاب حسینی برای فیلم "سوپراستار" رای هیت داوران است یا اینکه یک مطلب طنز امیز است... اینگونه حرکتهای خلاف جریان و نظر اکثریت باعث می شود تا به مرور جوایز و سیمرغهای جشنواره بین المللی فیلم فجر ارزش و اعتبار خود را برای مردم از دست بدهد ....

۱۳۸۷ بهمن ۲۱, دوشنبه

Mr. Dehnamaki shame

در میان فرهنگهای مختلف واژه ای مشترکی وجود دارد به نام خجالت. که وقتی کسی کاری انجام می‌د‌هد که از شان عمومی در جامعه پایین تر است و یا رفتاری با کسی انجام می‌دهد که باعث اهانت به طرف مقابلش و یا دلخوری او می شود برای جبران آن باید ضمن خجالت کشیدن عذر خواهی هم بکند در سینما نیز اینگونه است بعضی از از سینماگران دنیا بعد از ساختن فیلمهای خود با انداخت پلاکارد بر گردن خود و ایستادن در جلوی در سینما از ساختن یک فیلم بد عذر خواهی کردند...
حال در مورد فیلم اخراجیهای 2 نیز اینگونه است مسعود ده نمکی و کلیه عوامل فیلم نه تنها باید به خاطر ساختن و بازی کردن در یک چنین فیلمی از مردم و همه عذر خواهی کنند بلکه باید به خاطر اهانت به دفاع مقدس و ارزشهای آن در دادگاه محاکمه شوند
...